<نقش لذت بخش روانشناسي کاربردي و مشاوره در آرامش انسان>

 

نقش لذت بخش روانشناسي کاربردی و مشاوره در آرامش انسان

     
 

 

 

 
۱۳۸٧/۱٠/۱٩

 

 

 

 

 

 

 
 

 

سایت همدردی متولد شد

 
۱۳۸٥/۱٢/٢٩

سایت همدردی متولد شد                      

وقتی ۲۲ تیر ۱۳۸۳ طی چند خط مقدمه ، اين وبلاگ را راه اندازی کردم ، باور نداشتم استقبال شما عزيزان آنقدر ادامه پيدا كند كه مرا به راه اندازي يك سايت تشويق كند. و اكنون بيش از سه سال از آن روز مي گذارد و سايت همدردي از اين وبلاگ متولد مي شود.

البته سعي ندارد وبلاگ مادر همين جا ،‌جان دهد. و انشاء الله در آينده هم مطالبي در اين وبلاگ خواهم نوشت.

روئيدن شكوفه بر قامت سرد و خشك شاخساران و تولد دوباره طبيعت را بر شما كه دم به دم تولدي دگر باره را تجربه مي كنيد شادباش و تبريك عرض مي كنم.

 قدوم سبزتان را در سايت همدردي به انتظار مي نشينيم.

 بهار طبيعت با بهار دلهايتان قرين باد

 
 

 

اگر چنين هستيد ، صبر كنيد ، ازدواج نكنيد

 
۱۳۸٥/۱۱/٢٧

1 - اگر در خانواده پدري و زندگي مجردي خود ، مسئوليت كاري را به عهده نمي گيريد يا در مسئوليت محوله تعلل مي ورزيد. ( تنبلي و بي مسئوليتي)

2 – اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود (‌كه به نظر شما غير منطقي بوده يا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ارتباط سازنده و راضي كننده نداريد و نتوانسته ايد تعامل قابل قبولي ايجاد نمائيد. (عدم تعامل و ارتباط اجتماعي صحيح با ديگران)

3 – اگر در زندگي ، مرتب شغل خود را عوض كرده ايد، با دوستان زيادي به خاطر مشكلاتي قطع رابطه نموده ايد، رشته تحصيلي خود را تغيير داده  يا ترك تحصيل كرده ايد، علائق خود را نيمه كاره رها كرده ايد و ثبات فكري ، احساسي و رفتاري نداريد.( عدم ثبات فكري، احساسي و رفتاري)

4 – اگر تصور مي كنيد ؛ افكار ، احساس و رفتار همسرتان را در آينده به دلخواه خود تغيير مي دهيد. (خطاي شناختي)

5 – اگر به دنبال همسر مناسبي هستيد به نحوي كه در زندگي مشتركتان در آينده با هيچ گونه مشكلي مواجه نشويد. (خطاي شناختي)

6 – اگر در پي كسب لذت و علائق خود ، كارها و مسئوليت هايتان بر دوش ديگران قرار مي گيرد. (اصالت لذت، و عدم مسئوليت پذيري)

7 – اگر فقط منطق و طرز نگرش خويش را قبول داريد و در برابر ديگران حالت دفاعي يا حالت تهاجمي مي گيريد و قادر به درك افكار ، احساس و رفتار ديگران نيستيد. (واكنش دفاعي و خود ميان بيني)

8 – اگر نقاط ضعف و نقاط قوت خود را به صورت شفاف نمي بينيد. (عدم خودآگاهي)

9 – اگر تا كنون با نظرات، انتقادات و پيشنهادات ديگران، تغييري در رفتار هاي شما ايجاد نشده است. (عدم مديريت خود يا خود مديريتي)

10 – اگر مسائل كاري شما مانع ارتباط دوستانه ، و ارتباط دوستان شما مانع ارتباط صميمي در خانواده ( خانواده پدري) مي شود يا مسائل و مشكلات شخصي شما در تمام حوزه هاي زندگيتان تاثير مي گذارد و در هم تنيده مي گردد. (مشكل در تقسيم وظايف و تعارض نقش ها)

11 – اگر به هيچ وجه قادر به تغيير برنامه هاي از قبل طراحي شده خود نيستيد( حتي اگر شرايط تغيير كند) و بسيار متعصب ، خشك و غير قابل انعطاف هستيد. (‌عدم انعطاف پذيري لازم)

12 – اگر قادر به درك احساسات ، رفتار و افكار خانواده ، دوستان و همكارانتان(كه متفاوت از شما عمل مي كنند)، نمي باشيد. (عدم اگاهي اجتماعي)

13 – اگر بيشتر به جاي گوش كردن ، صحبت مي كنيد و بيشتر از آنكه سعي كنيد ديگران را بفهميد ، سعي داريد كه ديگران شما را درك كنند. (عدم مديريت رابطه)

14 – اگر بسيار هيجان طلب هستيد و صرفاً ، هيجانات شما را به سويي مي كشاند و قادر به تعويق انداختن خواسته هايتان نيستيد. (خود يا اگو ضعيف ، هوش هيجاني پائين)

15 – اگر براي رفتار ، احساس و گفتار خود روش و برنامه اي نداريد و منفعلانه و واكنشي نسبت به ديگران عكس العمل نشان مي دهيد.( رفتار بي تعقل يا انعكاسي، مشكل در شيوه حل مسئله)

16 – اگر عادت داريد به جاي حل مشكلات از آنها فرار كنيد يا اجتناب بورزيد يا واكنش شما به مسائل بي تفاوتي هست. (پاسخ اجتنابي به رويدادها)

17- اگر در آينه نگاه ديگران، شما فردي غرغرو ، سرزنش گر، وابسته، احساساتي، بدبين، گوشه گير، پرخاشگر، دمدمي مزاج، خودخواه، گوشت تلخ، غمگين يا تكانشي ( كسي كه يكباره بدون مقدمه و از روي احساس دست به عملي مي زند و پيامدهاي آن را نمي سنجد) به نظر مي آئيد. (اختلال شخصيت)

18 – اگر فكر مي كنيد، از ميان چند ميليارد ساكنين كره زمين ، فقط و فقط يك شخص مناسب شماست و ارزش ازدواج دارد و در غير اين صورت زندگي شما بي معنا شده و بايد بميريد يا تا آخر عمر مجرد بمانيد.( خطاي شناختي ، عدم كنترل احساس ، هوش هيجاني ضعيف)

19 – اگر بدون اينكه خود را دقيقاً‌ ارزيابي كنيد و بشناسيد ،‌دنبال همسر مناسب مي گرديد. (‌عدم شناخت خود)

20 – اگر وضعيت فعلي اتان راضي كننده نيست و براي رهايي و فرار از موقعيت ، اقدام به ازدواج مي كنيد. (مشكل در شيوه حل مسئله)

 
 

 

گريز از انتخاب و آرامش انسان(۴)

 
۱۳۸٥/۱۱/۱٧

ج) وقتی از انتخاب کردن طفره می رویم چه بهانه هایی می آوریم

1 – دیگران مقصرند:

وقتی تلاش لازم و برنامه صحیح نداریم ، ناگزیر انتخابهایی گریبانگیرمان می شود که ما را راضی نمی کند. حالا دیگران را مسبب وضع می دانیم. یا پدر و مادرمان سخت گیر بوده اند؛ یا همسرمان بد اخلاقی کرده ؛ یا دوستانمان ناباب بودند یا فرزند ناخلف داشته ایم؛ یا آزمون و مصاحبه مشکل بوده، یا کارفرما با تبعیض و ظلم با ما رفتار کرده است؛ یا افرد سود جو تقلب کرده و سر ما کلاه گذاشته اند؛ یا دولت بی عدالتی را گسترش داده است؛ به نظر این دسته از افراد همه دست به دست هم داده اند تا آنها را شکست دهند. (یعنی اینکه فقط من که زحمتی برای انتخاب صحیح و درست نکشیده ام ، بی تقصیرم!!!)

2 – زمین و زمان مقصرند:

وقتی فعالیت های لازم و مشاوره های ضروری برای انتخابهایمان نداشته ایم. نتایج و مسئولیت های انتخابمان را به همه اشیاء نسبت می دهیم. ترافیک بود، سر قرار نرسیدم! زمانه بد شده و همه بدبختند! فرهنگ ما ، بد فرهنگی هست! کشورما اینطوره! قانون ما خرابه!

3 – شانس من بد هست(بدشانسی)

بعضی هم متوجه می شوند ، مشکل خودشان هستند، ولی اگر اشاره کنند که کم زحمت کشیده اند ، بی برنامه بوده اند و ...، مجبور می شوند که خود را اصلاح کنند، پس بهتر است تقصیر را گردن شانس بیندازند تا خود را رها کرده و لذت های آنی را کسب کنند. « خرِ ما از کرّگی دم نداشت» ، « دریا هم به ما میرسه خشک میشه»

4 – هیچ فایده ای نداره:

این افراد مانند درمانده ای هستند که برای انتخاب بعدی خود نیز، همان نسخه بی فایده قبلی را اجرا می کنند. اینها با سیاه نمایی افراطی و بی نتیجه خواندن هر تلاشی ، به همه می گویند که قصد ندارند در آینده مسیر خود را عوض کنند، از قبل می گویند که تصمیم زحمت و پرداخت هزینه ندارند. نمی خواهند که برای عوض شدن اوضاع زحمتی بکشند. اینها چون کودکی دست خود را در آتش می کنند و دست خود را می سوزانند و گریه می کنند لیکن دوباره همان کار را تکرار می کنند ولی نمی خواهند که روش خود را تغییر دهند. اینها « انسان بدبخت» را به جای «انسان زحمت کش یا آرامش

انسان» انتخاب کرده اند.

خلاصه:

هر یک از بهانه های بالا، برای صاحبش احساس بدبختی ، بیچارگی ، مستاصل بودن ، نگرانی، اضطراب، رنج ، غم ، غصه، اشک و گریه، افسرده بودن، بی تفاوتی، ناامیدی، احساس گناه، حسادت، خیالبافی و ...،  می آورد. لذا قبل از اینکه مجبور باشیم به خاطر فرار از انتخاب، دچار بهانه تراشی و مشکلات ناشی از آن شویم بیاییم برای انتخابهایمان برنامه ریزی کنیم. مشورت کنیم و شروع به تکاپو و فعالیت نمائیم.

  

 

 
 

 

مسئوليت انتخاب و آرامش انسان(۳)

 
۱۳۸٥/۱٠/٢٤

ب) هر انتخابی عواقبی دارد که انسان باید مسئولیت انتخاب خود را پذیرا باشد

اگر شما زحمت زیادی برای انتخاب صحیح بکشید، مسئولیت عواقب انتخاب خود را نیز می پذیرید. وقتی موفق می شوید از اینکه بگوئید« من موفق کسب کردم» خوشحال می شوید ؛ یعنی خود را صاحب اختیار و متعهد به انتخابی خود می دانید ، ولی اگر زحمتی نکشید ، انتخابهایتان محدود شده و تن به انتخابی می دهید که حاضر نیستید خود را مسئول آن بدانید . از همین جا بحث مسئولیت پذیری آدمها شروع می شود.

آرامش انسان از پذیرش مسئولیتی حاصل می شود که آن هم به نوبه خود در پی انتخاب صحیح و زحمت ها و هزینه های قبل از آن به وجود آمده است.

۱ - پس سخت کوشی و پرداخت هزینه های لازم

۲ - انتخاب صحیح

۳ - پذیرش مسئولیت

۴- آرامش انسان

بطور خلاصه:

سخت کوشی و پرداخت هزینه های لازم ، منجر به انتخاب صحیح و انتخاب صحیح نیز موجب پذیرش مسئولیت می شود و در نهایت آرامش انسان به جهت احساس آزادی به وجود می آید.

 

 

 
 

 

انتخاب و آرامش انسان (2)

 
۱۳۸٥/٩/٢٩

الف) هر انتخابی هزینه هایی دارد که انسان ناگزیر به پرداخت آنهاست.

اگر نخواهیم که هزینه های متناسب با انتخاب خود را بپردازیم ، بناچار مستاصل و درمانده می شویم و یا اینکه می بایست با انتخابی که دیگران برایمان می کنند، بسازیم.

فرض کنید شما نیاز  به انتخاب شغل دارید. مثلاً دوست دارید یک متخصص یا یک تاجر شوید. پس باید دست به انتخاب بزنید ؛ ولی خیلی زود متوجه خواهید شد که هر انتخابی زمینه و هزینه های خاص خودش را دارد. برای متخصص شدن نیاز به سالها زمان ، سخت کوشی ، آموزش، مطالعه و تجربه هست. این هزینه آنقدر سنگین است که بسیاری از افراد، از زیر آن شانه خالی می کنند. اگرچه در اطراف خود همه نوع شغلی می بینیم، اما افراد متخصص و حرفه ای کمتر هستند و مشتریان و خواهان بسیاری نیز دارند.

اگر بخواهید تاجر شوید ، علاوه بر آموزش و مشاوره با افراد خبره ، نیاز است که با برنامه ریزی ، تحمل اشتراک با دیگران و طی زمان طولانی ، کسب سرمایه کنید و با زحمت بسیار اعتبار به دست آورید. همه اینها هزینه هایی هست که برای انتخاب خود می پردازیم.

اگر هزینه لازم جهت انتخاب خود را نپردازیم، نمی توانیم به انتخاب مطلوب خود دست پیدا کنیم.

هر ساله صدها هزار نفر ، بصورت نیم بند، نصف و نیمه و سرسری ، برای کنکور درس می خوانند. آنها یا به درستی از میزان زحمت لازم برای قبولی ( انتخاب تحصیل در دانشگاه) آگاه نیستند و یا اینکه می دانند، ولی زحمت پرداخت هزینه مورد نیاز ( زحمت مشاوره تحصیلی،  برنامه ریزی ، سخت کوشی و مطالعه)  را به خود نمی دهند. تمام این افراد برای موفق نشدن خود دلایلی می تراشند که هیچ سودی به حال آنها ندارد و نتیجه قطعی اینست که آنها به انتخاب خود دست نمی یابند.

دانش آموزانی که برای تمام روزهای سال برنامه داشته و زیر نظر مشاوران، اوقات فراغت خود را تبدیل به اوقات مطالعه و سخت کوشی می کنند از میزان هزینه انتخابهایشان آگاهند و می دانند ادامه تحصیل ، دانشگاه و پیدا کردن شغل دلخواه را، به رایگان به کسی نمی دهند.

پس افرادی که پس از برنامه ریزی و زحمت کشیدن ، انتخاب درستی نیز انجام می دهند به آرامش دست می یابند. یعنی آرامش انسان در پی برنامه ای دقیق، زحمتی مستمر و مداوم ، مشاورانی همدرد و دلسوز که منجر به انتخاب سنجیده می شود ، حاصل می گردد.

نتیجه: هر انتخابی مانند: انتخاب همسر، انتخاب شغل، انتخاب دوست ، انتخاب مسیر ، انتخاب هدف ، انتخاب شیوه زندگی ، انتخاب مذهب، انتخاب رشته تحصیلی ، انتخاب محل زندگی، انتخاب روش برخورد با دیگران، و هزاران هزار انتخاب دیگر، همه و همه، نیازمند صرف هزینه های خاص خود (ایجاد بستر و زمینه لازم، برنامه ریزی ، مشاوره با متخصص، سخت کوشی، استمرار ، زمانبندی و ... ) هستند . تا در پی چنین انتخابی آرامش انسان تامین گردد.

 

یادداشت مرتبط:‌ انتخاب و آرامش انسان ۱

 

دوستان عزیز بزودی یک خبر جدید براتون دارم. ( نه بابا در مورد انرژی هسته ای نیست ، ...)

اندکی صبر ....

 

 
 

 

وابستگی آفت عشق

 
۱۳۸٥/۸/۱٥

دوست عزیزم تو بیشتر به چه یا کی وابسته ای؟

به پدر؟ مادر؟ همسر؟ فرزند؟ یا شغل ، مدرک ، موقعیت و ثروت؟ یا به سلامتی ات؟ تفکراتت؟ احساساتت؟ یا اعتقاداتت؟  فرقی نمی کنه ، وابستگی یعنی اینکه خودت را به شیئی غیر از اصل خودت ، چنان ببندی که آزادیَت را بگیرد.

انسان نامحدود و البته آزاد آفریده شده است . و همه هستی مسخّر  و در اختیار اوست. هیچ چیزی ارزش آن را ندارد تا انسانی را به خود ببندد و وابسته و زندانی خود کند. و  همه هستی رشد و ارتقاءاشان در اینست که در خدمت آدمی باشند نه بر عکس. اشرف مخلوقات و سرور کائنات یعنی این.

من از کجا غم و شادی این جهان ز کجا        من از کجا غم باران و ناودان ز کجا 

چرا به عالم اصلی خویش وانروم                 دل از کجا و تماشای خاکدان ز کجا 

چو خر ندارم و خربنده نیستم ای جان          من از کجا غم پالان و کودبان ز کجا 

هزارساله گذشتی ز عقل و وهم و گمان        و از کجا و فشارات بدگمان ز کجا 

تو مرغ چارپری تا بر آسمان پری                   تو از کجا و ره بام و نردبان ز کجا 

کسی تو را و تو کس را به بز نمی‌گیری         تو از کجا و هیاهای هر شبان ز کجا 

هزار نعره ز بالای آسمان آمد                       تو تن زنی و نجویی که این فغان ز کجا 

چو آدمی به یکی مار شد برون ز بهشت       میان کژدم و ماران تو را امان ز کجا 

دلا دلا به سررشته شو مثل بشنو                که آسمان ز کجایست و ریسمان ز کجا 

 شراب خام بیار و به پختگان درده                 من از کجا غم هر خام قلتبان ز کجا 

شرابخانه درآ و در از درون دربند                    تو از کجا و بد و نیک مردمان ز کجا 

طمع مدار که عمر تو را کران باشد                صفات حقی و حق را حد و کران ز کجا 

اجل قفس شکند مرغ را نیازارد                     اجل کجا و پر مرغ جاودان ز کجا 

خموش باش که گفتی بسی وکس نشنید  که این دهل زچه بام‌ست و این بیان زکجا 

حالا وقتی خودت را وابسته به موقعیت یا فردی می کنی ، در واقع خود را از موقعیت برتر و آزادی که داری به جایگاه پَست و محدودی تنزّل داده و گره می زنی. خود را شکننده می کنی. افراد و اشیاء دیگر زوال پذیر و رفتنی اند. شغل ، مدرک ، ثروت ، سلامتی ، احساس و ... ، همه تغییر پذیر و از بین رفتنی اند. و هرکس به آنها وابسته باشد نیز رنج فرسودگی ، تنهایی، جدایی و پست شدن را ناچاراً ، همواره با خود دارد.

و اما عشق

عشق فراتر از هر گونه وابستگی هاست. اگر تو به یک نفر وابسته شدی و بدون او می میری ، نام آن را عشق مگذار. مثل نوزادی که به شیر مادر وابسته است ، اگر شیر مادر نباشد کودک می میرد، چون وابسته است. عشق وابستگی نیست که با نبود معشوق ، فرد مردنی شود. اصلاً معشوقی که اکنون باشد و فردا نباشد ، چگونه می تواند عشق ایجاد کند، صرفاً یک نوع وابستگی می آورد. و صد البته هنگام از بین رفتن هم تاثر و اندوه.

آری عشق همیشه رو به تزاید است. عشق آزاد و رهاست و پیرو آن عاشق و معشوق هم چنین اند. عشق ، عاشق را هر روز فربه تر می کند. شادتر می کند. حرکت عشق فقط رو به جلوست. غم و شادی در عشق واقعی ، مساوی و لذت بخش است. معشوق شکستنی نیست، مردنی نیست، پژمردنی نیست ، بی وفا نیست. لذا عاشق هم به همین صورت پایدار ، قوی و رو به رشد است. و بیت زیر نیز توصیف چنین عشقی است.

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم     دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم 

وابستگی ، انسان را از بی نهایت هستی ، به محدوده ای گره می زند، به مانند چشمی که از این همه رنگ ، فقط رنگ سیاه و سفید را ببیند. مانند این همه اندام آدمی که به هنگام سرطان ، صرفاً یکنوع از سلولهایش شروع به رشد و توده شدن، می نماید. کسی که معتاد به مواد مخدر می شود ، از بی نهایت لذتی که می تواند  از تمام اعضاء و جوارح خود ببرد ، صرفاً به یک لذت بسنده می کند، کسی که وابسته به سکس می شود ، از  بی نهایت پتانسیل خود ، به لحاظ وابستگی اش ، محروم می ماند. کسی که به یک فرد وابسته می شود ، از تمامی انسانها ، و بی نهایت هستی، فقط یکی را به عنوان مجرای تنفس خود بر می گزیند. کسی که خود را به شغل ، ثروت ، ... ، وابسته می کند، از تمام جنبه های آدمی ، و موفقیت های گوناگون خود چشم پوشی می کند.

به چشم هایمان باید ، یاد بدهیم که از دیدن کوه ، دشت ، آسمان ، دریا ، سبزه ، زمین، ستاره، ماه،  خورشید ، انسانها و ... لذت ببرند.

از دستهایمان بخواهیم که مزه نوازش کردن را حس کنند .

 گوشهایمان را نجوا کنیم که لذت شنیدن آوای پرندگان ، صدای گرم مادر بزرگ، موسیق باران و خنده های مستانه کودکانه را بشنوند.

 با پاهایمان صمیمانه دشت را بدویم ، کوهها را بپیمائیم ، عصای ضعیفان و تکیه نیازمندان شویم.

 با زبانمان کلام التیام بخش غمدیدگان شویم و لذت ببریم همانطور که از گفتن جملـــــــــــــه « دوستت دارم » به دلبر ، هیجان زده می شویم.

آری تنفس لذت بخش هوای بهاری ، بوی پائیز و نوازش برف بر صورتمان ، همه و همه میتوانند موجب احساسی باشند که  موجب آرامش زندگی در کالبد منجمد و وابسته امان شود و ما را از تک بعدی بودن  و چسبندگی به اشیاء و افراد رهایی بخشد.

عشق به مفهوم لذت بردن از همه هستی و هستی آفرین در کمال رهایی و آزادگی است، بدون ترس از دست دادن شی یا فردی خاص.

پس بر دست پینه بسته پدر و بر پیشانی پر چروک مادرت بوسه بزن 

گل را ببو، باران را حس کن و آسمان پرستاره را به تماشا بنشین

دست نوازشت را بر سر کودک یتیم بکش و سینه ات را سنگ صبور دوستان کن

گستره آسمان را دلیل کوچکی غمهایت بدان و  شرم "پدری خجالت زده از دست خالی در پیش کودکانش" را به خود بیفزا

لایحه علمت را چون نسیم بهاری بین همنوعانت منتشر کن.

روی گشاده و لبخندت  را ، ارزانی مردمان خسته از کاری کن، که هنگام غروب در خیابان های شلوغ با چشمانی خواب آلود رو به خانه دارند.

آرامش بخش کسانی باش که با تو مرتبطند. به نوعی که اگر جهان را ترک کنی، شکاف نبودنت را حس کنند.  با این وجود دیگران را وابسته به خودت نکن و آنها را مالامال عشق کن. آنها را بزرگتر از آنی بنما که شی یا فردی آنها را به خود وابسته کند.

 عشق را از هر کجا شروع کنید به زودی متوجه می شوید بسیار سیار و روان است. و همه آفرینش را در خود جای می دهد. وقتی عشق چنین عظیم و بزرگ است ، پس در انحصار شئی یا شخصی نیست،  که آن را از ما بگیرد و ما را تنها بگذارد. همه هستی در وجود ماست ، پس،  از دست دادن هیچ چیز ،  موجب کاستی در این بی نهایت عشق ما ، نمی شود.

ارزش تو به اندازه آن چیزی است که به آن دل می بندی پس مواظب باش که به کمتر از بی نهایت عشق ، دلبسته نشوی.

 

 

 

 
 

 

به بهانه نتایج کنکور – نظریه اسناد سازی ( مجموعه دو قسمتی يادداشت سال ۱۳۸۲ )

 
۱۳۸٥/٥/۱٦

سلام

دوست عزیزم  خسته نباشید آیا شما هم کنکور داشتید؟ کنکور چطور بود ؟ آیا شما در کنکور موفق شدید . یا شکست خوردید؟

شاید شما طعم پیروزی یا شکست را در کنکور چشیدید یا چشیده بودید یا خواهید چشید و اگر هم با کنکور سرو کاری نداشته باشید در دیگر میدانهای مبارزه در وسعت زندگی موفقیت یا شکست هایی را تجربه کرده اید .

عکس العمل آدمها در رابطه با شکست و پیروزیهایشان و نوع نگرش و تصمیم گیریهایشان بسیار متفاوت است و این ناشی از اسناد سازی آنهاست  که امروز به آن می پردازیم.

ما آدمها عادت داریم که برای هر چیزی یک علتی،  فرض می کنیم و بنا بر آن فرضمان ، استراتژی و تصمیمی اتخاذ می کنیم تا به اهدافمان برسیم.

 

دو مثال در مورد اسناد سازی  و علت یابی افراد :

الف ) شاید افرادی را دیده اید که  در صورت شکست ( مثلا شکست در کنکور) اینگونه  علت یابی می کنند :

 " علت شکستم خودم هستم ، و من هم توانائی آن را ندارم که بخواهم از شکستم جلوگیری کنم ، و زندگی من با شکست گره خورده است و هیچ موقع  من در زندگی شانس نیاورده ام ، همیشه و در همه جا من و شکست در زندگی  شریک هم بستر بوده ایم ."

ب ) افرادی را هم در اطراف خود می بینیم  که شکست خود را اینگونه تبیین و علت یابی می کنند:

اگرچه مقداری کوتاهی کردم و بدون برنامه ریزی عمل کردم ، ولی می توانم با رفع نقاط ضعفم و اصلاح برنامه ام موفقیت را که  در چند قدمی من است در آغوش کشم ، شکست لازمه پیروزی است و من  باید شکست را نیز جزء تجارب زندگی ام به حساب آورم و مانند سایر قسمتهای زندگی به دنبال موفقیت باشم. من در این مورد به خصوص شکست خورده ام و باید این نقطه ضعفم را به درایت و تدبیر و مشورت به پیروزی تبدیل کنم . و در برنامه ام باید انعطاف لازم را  بدهم."

 

بطور کلی ما ؛ به 4 جنبه متفاوت در  علت تراشی و اسناد سازی  هایمان توجه می کنیم 

 ( این 4  جنبه را روی مثال کنکور توضیح می دهیم –  در سایر اعمال و رفتار آدمی هم صادق است که خودتان آن را تعمیم دهید)

1 – درونی – بیرونی

مثلا آیا  علت موفقیت یا شکست شما در کنکور خودتان بوده اید یا عوامل بیرونی تعیین کننده بوده است ؟ هر کدام را انتخاب کنید یا هر دو را انتخاب کنید ، نشان دهنده نوع اسناد سازی شما در این بخش است.

2 – کنترل پذیر – کنترل ناپذیر

آیا اینکه در کنکور پذیرفته یا رد شده اید در اختیار شما بوده است و پیرو این نظریه هستید که ما حاکم بر سرنوشت خود هستیم ؟ آیا عقیده دارید که شما یک مهره ای هستید که تقدیر روزگار به هرسمت سویی حرکتش می دهد ؟ و تکیه بر شانس و اقبال می کنید.؟

3 – پایدار – نا پایدار

آیا موفقیت یا شکست خود را قابل تغییر می دانید و یا فکر می کنید آنها تغییر ناپذیرند ( آیا حکم اعدام یا آزادی شما تجدید نظر می شود ؟ )

4 – اختصاصی –  کلی

آیا با شکست خوردن ،  اینگونه فکر می کنید که شما فردی هستید که همیشه و همه جا شکست می خورید یا با پیروز شدنتان آن را کلی می دانید؟

 

قبل از مطالعه ادامه مطالب لطفا بیندیشید  که :

1 - شما وقتی به علل موفقیت و شکستتان می اندیشید در هر کدام از جنبه های 4 گانه فوق چگونه آن را اسناد سازی می کنید؟

2  ما در هر یک از موارد بالا ، کدامیک از دو گزینه آن را برای اسناد سازی انتخاب کنیم تا به آرامش برسیم و در زندگی نیز موفق و پیروز باشیم.

 

 به بهانه نتایج کنکور – نظریه اسناد سازی (بخش دوم ) :

دوست خوب من ، با توجه به مطالب بالا، چه نوع اسناد سازی کنیم تا به موفقیت ما ختم شود ؟

نکاتی که روانشناسی کاربردی در اخیتار ما می گذارد تا به نتیجه آرامش بخش و موفقیت آمیز برسیم به شرح ذیل است:

یکم :

 ذهن و مغز باید انعطاف داشته باشد و بسته به هر مسئله ای ، نوع اسناد سازی را تغییر دهیم  ( سازگاری شخصیت ).

دوم :

نوعی از اسناد سازی مطلوب است که منجر به موفقیت شده  و فرد را به سوی هدفش سوق دهد . حتی ممکن است این اسناد سازی درست هم نباشد ولی ما را به موفقیت روبرو سازد .

به مثالی توجه کنید که  دو نوع اسناد سازی  درمورد نتایج کنکور صورت می گیرد.

 

الف ) اسناد سازی نامطلوب : ( ایجاد افسردگی )

- سئوالات کنکور امسال بسیار مشکل بود ( اسناد بیرونی )

- سختی و سادگی سئوالات هم در اختیار ما نیست ( کنترل ناپذیر)

-  من همیشه و همه جا ، گرفتاری دارم و این تمامی ندارد ( پایدار و کلی )

 

نتیجه >>>   اسناد سازی با عاملی بیرونی ، کنترل ناپذیر ، پایدار و کلی موجب

می شود :       1 -  نامیدی                                   

                     2 -  انتظار عدم موفقیت بعدی            

                     3 – رفتار انفعالی                           

و اینها همه منجر به احساس شکست در ما می شود.

 

ب ) اسناد سازی مطلوب :

- اگر چه سئوالات کنکور مشکل بود ولی این مسئله برای همه داوطلبان  مطرح بود و عامل اصلی ، کمی فعالیت  و بی برنامگی من بوده است ( عامل درونی )

- برنامه ریزی و مطالعه کافی و استفاده از نظرات مشاورین و تجربه پذیرفته شدگان می تواند منجر به موفقیت من شود ( کنترل پذیر)

- مشکلات من دائمی نیست ( ناپایدار)

- من در سایر زمینه ها استعداد دارم و در جوانب مختلف شایستگی های زیادی از خود نشان داده ام ( اسناد سازی اختصاصی )

 

نتیجه >>> اسناد سازی با عامل درونی ، کنترل پذیر ، پایدار و اختصاصی موجب

می شود :        1 -  امیدواری                     

                      2 -  انتظار موفقیت بعدی       

                      3 -  رفتار فعال در جهت هدف

و اینها همه منجر به احساس موفقیت و انرژی جهت حرکت به سوی اهداف ميشود.

 

نتیجه گیری :

1 ) نوع تفکر و اسناد سازی شما منجر به انتظاراتی در شما می شود و بر مبنای

آن  روشهایی را اتخاذ می کنید که ممکن است به احساس شکست  یا موفقیت بیانجامد .

2 ) دقت کنید :

- استراتژی و روش مناسب انتخاب کنید ( دقت به بحث اسناد سازی )

- بر مبنای اسناد سازی خود تلاش کنید.

-  در تلاش خود استقامت کافی نشان دهید.

 

 
 

 

تکنولوژی ، رفاه و آرامش

 
۱۳۸٥/٤/٦

سلام بازديد کننده عزيز

با عذرخواهی از تاخيرم و بدون مقدمه؛

پیشرفت های علمی ، تکنولوژی و صنعت در چند قرن اخیر با سرعتی فزاینده ، باعث رفاه بیشتر انسان شده است.

ما در گرمای تابستان ، سرمای زمستان را به منزل می آوریم، در سرمای زمستان نیز گرمای تابستان.

بادر دست گرفتن کنترل تلویزیون ، می توانیم گوشه و کنار دنیا را بطور زنده به تماشا بنشینم.

ماشین، قطار، هواپیما و ... ،مفهوم فاصله را برای ما عوض کرده است.

جارو برقی، ماکروویو، لباسشویی ، ظرفشویی ، یخچال ، اجاق گاز ، کامپیوتر و اینترنت و هزاران وسایل برقی و الکترونیکی تمام اتوماتیک ، منجر شده است که هم کارها آسانتر گردند و هم در وقت صرفه جویی شود.

ولی با وجود تمام این رفاه و  امکانات ، چرا روز به روز  احساس آرامش و خوشبختی در ما کمتر می شود؟!

لطفاً خواندن این مطلب را همن جا متوقف کنید و با تمام هوش و اطلاعات خود به این سئوال پاسخ گوئید!

چرا هنوز وقتی می خواهیم به آرامش برسیم ، به کوه و دشت و دریا می زنیم و به روستا و طبیعت بکری می رویم که کمتر اینگونه رفاه ها در آنجا موجود است؟!

آیا واقعاً تکنولوژی ، صنعت و رفاه ، موجب از بین رفتن آرامش انسان می شوند؟!

آیا رفاه ، همان آرامش است؟

آیا با رفاه به آرامش می رسیم؟

آیا رفاه زمینه ساز آرامش است؟

آیا رفاه با آرامش در تعارض است؟

آیا اصولاً آرامش انسان با رفاه رابطه دارد؟

بدون پاسخگویی به سئوالات بالا قادر نیستیم ، آرامش را در آغوش بکشیم.

رفاه یک شرایط بیرون از ماست و اسباب و وسایل و امکاناتی است که در پاسخ به نیازهای بیشتر فیزیکی ما، کاربرد دارد.

لیکن آرامش یک دید و حس در درون ماست و برداشت ما از موقعیتی هست که داریم.

در حالیکه رفاه بیشر به جنبه سخت افزاری نظر دارد و به تکنولوژی و امکانات بیرونی وابسته است؛ آرامش جنبه نرم افزاری دارد و با اهداف ، طرز تفکر و احساس درونی فرد مرتبط است.

رفاه بیشتر با کیفیت مسیر زندگی مرتبط است در حالیکه آرامش وابسته به هدف و معنای زندگی است. شما اگر یک اتومبیل آخرین مدل داشته باشید ممکن است سفر راحتی انجام دهید ، ولی هدف سفر شما ممکن است یک جشن عروسی یا یک مراسم عزا باشد. و این هدف و مقصد است که روی حالات ، روحیه و آرامش شما تاثیر می گذارد، نه مدل ماشین شما( بخوانید رفاه).

اکنون به رابطه رفاه و آرامش بر می گردیم؛ با این وصف، امکانات، وسایل و رفاه ، مسیر زندگی را سهل و آسان می کنند ، ولی برای کسب آرامش باید روی معنا و هدف زندگی تامل کرد.

اگر وقت این افکار فلسفی را نداشته باشیم یا لزومی نبینم که هدف و معنای زندگی خود را جستجو کنیم؛ پس نمی توانیم آرامش را به آغوش بکشیم . ( در واقع نمی خواهیم که آرامش را تجربه کنیم)، چون بی هدف شده و سرگردان مسائل روزمره می گردیم.

تا وقتی که تمام انرژی خود را در مسیر و در امکانات و رفاه متمرکز کنیم ، سهم کمتری به آرامش می رسد. همواره لازم است ، بخشی از افکار ، انرژی و توان خود را صرف جهت یابی هدف و معنای زندگی خود بکنیم.

روانشناسی و مشاوره می تواند در این بعد اخیر به مراجعان کمک کند. یعنی کمک کند مراجعان اهداف و معنای زندگی خود را بیابند و به آنها کمک نماید تا موانع و مشکلات احتمالی مسیر را رفع نمایند.

مشاور و روان شناس برای مراجعان، هدف و معنای زندگی را تعیین نمی کنند ، بلکه به آنها کمک می کنند تا خود نسبت به معنای زندگی خود آگاهی و بینش بیابند و این فهم معنای زندگی ( صرفنظر از میزان رفاه مراجعان) ، به آرامش آنها کمک خواهد کرد.

رابطه رفاه و آرامش در  زندگی شما چگونه است؟!

 

 

 

 
 

 

درسال ۱۳۸۵ راههایی را برويم که نرفته ايم ، تا به دست بياوريم آنچه که نداشته ايم

 
۱۳۸٤/۱٢/٢٩

وقتی از پوسته خود قدم بيرون می گذاريم عشق آغاز می گردد.

اغلب اوقات ما برای آرامش بيشتر ، موفقت افزون تر و شادابی پايدارتر، دست به اقدامات و اعمالی می زنيم که قبلا همانها منجر به از دست دادن شادابی ، موفقيت و آرامش ما گرديده اند. در حاليکه اگر ما طالب چيزهايی هستيم که نداشته ايم ، بايد اقداماتی بکنيم که تاکنون نکرده ايم.

يکی از اقداماتی که منجر به معنا يافتن زندگی و آرامش ما می شود، بيرون آمدن از خود و توجه به ديگران است.

من ، همسر من ، منزل من ، ماشين من ، موقعيت من ، ثروت من ، وضعيت اجتماعی من و تلاشها و دل مشغولی های ما در اين زمينه ها ، گاهی چنان اصل و هدف ما می شوند که دنيا با همه فراخيش برای ما تنگ می آيد و شايد اصلا ديده نشود. متعلقات من تمام وسعت و عمق نگاهم را پر می کنند و مرا از ديدن هستی بی انتها غافل می کنند. لذت طلوع و غروب خورشيد، وسعت دريا، اوج کوهها ، بوی خوش ياس، خنده شيرين کودکان، محبت بی ريای يک مادر، تلالو ستارگان در شب تيره و بيرون آمدن گلابی از تن خشکيده يک ترکه ، همه و همه را فراموش می کنيم. چه رسد به گريه کودکی يتيم در همسايگی مان ، چه رسد به دست های پينه بسته دستفروش ، چه رسد به ... .

اگر طالب آرامشی هستيم ، گاهی بايد قدم در راههايی بگذاريم که نگذاشته ايم، اشکی را از چشمانی پاک کنيم ، يتيمی ا نوازش کنيم ، ضعيفی را دستگيری کنيم ، از خطاکاری گذشت کنيم، به تنهايی سر بزنيم و در يک کلمه خود را از جلوی چشم خود کمی به حاشيه برانيم تا فرصت ديدن آنچه را که تاکنون نديده ايم  را پيدا کنيم.

آيا در سال ۱۳۸۵ می توانيم به غير از خود نيز، به اندازه لازم توجه کنيم و برای خود و آنها آرامش لذت بخشی را فراهم سازيم؟! اين همه به تصميم و انتخاب من و تو دارد. وقتی که تصميم می گيريم که ديگران را ببينيم ، متوجه می شويم که خودمان بيشتر ديده می شويم وقتی تصميم می گيريم غمی را بزداييم ، متوجه می گرديم که شادابی خودمان مضاعف شده است.

پس بياييد در سال ۱۳۸۵ راههایی را برويم که نرفته ايم ، تا به دست آوريم آنچه را که نداشته ايم. 

 

 
 

برنامه محاسبه عمر

جستجو


مقالات آرشيو شده
به آرامش نزديکتر شويم -1
به آرامش نزديکتر شويم -2
به آرامش نزديکتر شويم -3
به آرامش نزديکتر شويم -4
به آرامش نزديکتر شويم -5
روابط بين فــــــردي
آدمها چقدر عجيب غريبند-1
آدمها چقدر عجيب غريبند-2
آدمها چقدر عجيب غريبند-3
سر نخهاي شخصيت -1
سر نخهاي شخصيت -2
سر نخهاي شخصيت -3
به بهانه نتايج کنکور-1
به بهانه نتايج کنکور-2
من ؟؟؟ هستم، شما ؟؟؟
تاثيرهوش عاطفي بر موفقيت
آيا شما فرد کمال گرايي هستيد
علل تنبلي ، بي ارادگي -1
علل تنبلي ، بي ارادگي -2
روابط بين فردي -ابهام زدائي
شخصيت افراطي درمبارزه باسکس
تربيت کود ک -خانواده سختگير
تربيت کود ک -خانواده آسانگير
تربيت کود ک -خانواده آشفته
تربيت کود ک -خانواده سالم
چگونگي مطالعه كتاب درسي
معيارهاي انتخاب همسر -1
معيارهاي انتخاب همسر -2
معيارهاي انتخاب همسر -3
معيارهاي انتخاب همسر -4
هنر تو كنترل عواطف ديگران
مقايســـه را رها كن
ما از عشق ورزيدن عاجزيم
من تنها هستم، دوستي ندارم
چرا عشق دردناک است/B>
جستجوی عشق در قلبت> مقايســـه و حسادت
سي درس براي موفقيت
الهـه موفقيت آشفته ميسازد
كليدهاي طلايي روانشناسي
آرامش و خـــــلاقيت
چگونه اجتماعي باشيــم
مسئولیت پذیری در روانشناسی
تو منحصر به فردی
خسیس در سواد
با غمهایت چه می کنی
مادرم عزیز دلم
انتخاب و آرامش1
انرژی جنسی تبدیل می شود
من هم گاهی اشک می ریزم
مثنوی شیعه مرحوم آقاسی
پای درس استاد-زیبایی
داغ عزیزانمان
راههایی که نرفته ایم!؟
-------------------
منابع كارشناسي ارشد رشته مشاوره





Powered by WebGozar

 

 

 

 

 

 

 


نکات روانشناسی

بــــــه خاطر بسپار
امروز همان فردایی است
که دیــــروز نگــــران
آن بودی
----------------

دیروز تاریخ
فـردا معما
و امروز زندگی است
-----------------

فکرت از ماضی و مستقبــــل بود
چون ازین دو رست
مشکل حــل شود
-----------------

بیـار آن می که ما را
تو بدان بفریفتی ز اول
که جان را می‌کند فارغ
ز هر ماضی و مستقبل
----------------

خلاصه اینکه
زندگی بهتر با شعار
اینجا و اکنون
here and now
---------------




 

Up | Down | Top | Bottom
يادداشتهاي عميق وب
من ، تو ، او
مقایسه روش زندگی
تالار گفتگوی همدردی
همدردی: مشاوره ازدواج

    ای دوست غم فردا مخور



محاسبه عمر - لطفا تاریخ دقیق تولد( میلادی) خود را وارد کنید
Month Date Year Hours



: شما زندگی کرده اید به مدت
مدت به ماه :
مدت به هفته :
مدت به روز :
مدت به ساعت :
مدت به دقیقه :
مدت به ثانیه :
مدت به میلی ثانیه :
: سالگرد تولد بعدی شما هست

رجوع به فهرست